آنالیز

آنالیز

+اینجا برای من یعنی آرامش
+برای دل خودم مینویسم: )
+ در جستجوی خویشتن
+خلاصه لینک برای بلاگفا:
yon.ir/5jhx

آلما میگوید زنان علیه زنان

دوشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۴، ۰۴:۲۸ ب.ظ


هال را مرتب کردم

چند غذای مورد علاقه ی شوهرم را پختم 

آنهایی را که میگفت مال تو خیلی فرق میکند

آشپزخانه را برق انداختم

هوا تاریک شده بود

میخواستم قبل از آمدن شوهرم برای عطرگرم شیرین نامه بنویسم

باید برایش مینوشتم که من نه احمقم نه بی حواس

و خوب میدانم پایش کجای زندگی ام است

برایش مینوشتم که من یک زن عاشقم

و زن عاشق

مثل زنانی که کسی می آید توی زندگیشان جیغ نمی زند سر شوهرش و روزگارش را سیاه نمی کند

برعکس

زن عاشق

تخت را برای شوهرش مرتب میکنند

خانه را تمیز ومرتب میکند 

برای شوهرش و معشوقه ی شوهرش غذا میپزد

بعد هم راحتشان میگذارد

میگفتم که زن عاشق جای چنگ های تو را نوازش میکند

زن عاشق عطر دوچندان نمیزند تا بوی تورا از روی لباسهایش ببرد

مینوشتم که شوهرم عطرگرم دوست ندارد و بهتر است که عطرش را عوض کند

برایش مینوشتم که هرکاری هم بکند بی فایده است

من توی این سال ها هرمدلی که به ذهن او برسد شوهرم را بغل کرده ام و بوسیده ام و دوستت دارم در گوشش گفته ام 

و مدلی نمانده که او شوهرم را ببوسد که شوهرم را به یاد من نیندازد

حتی نمیتواند جوری شوهرم را نگاه کند من نگاه نکرده باشم

نمیتواند طوری نوازشش کند که من نکرده باشم

نمیتواند با شوهرم غذاهایی را که پختم بخورد و یاد من نیفتد

خیالش را راحت میکنم که هیچ جور نمیتواند مثل من عاشقانه شانه های های همسرم را نوازش کند و با موهایش بازی کند

مینویسم که آنها همه ی اینکارها را به یاد منه در گوشه ی ذهنشان انجام میدهند

مینوشتم که مطمئن باشد من ساده لوح نیستم

و با کمال میل خانه ام را برایش ترک میکنم

من اینکارها را میکنم چون عاشق شوهرم هستم

و میخواهم بداند هیچ جای دنیا عاشقی مثل من پیدا نمی کند

برایش مینویسم که درست است که فعلاً برایش تازگی دارد

ولی هیچ وقت نمیتواند مثل من برایش باشد

من همه ی دریچه های بِکر احساسات شوهرم را پر کرده ام

همه ی اولین ها را

و او فقط یک حس زودگذر است و به زودی دل شوهرم را میزند

مینویسم که من بیشتر و بیشتر از این پنج روز هم تنهایشان میگذرم

تا شوهرم زودتر کلافه شود.

نامه را میگذارم زیر متکایم 

چون میدانم شوهرم متکاها را به هم میریزد

عادت دارد بهم بریزد و مرتب نکند

و میدانم عطرگرم شیرین آنقدر فضول هست که زودتر از او این نامه را باز کند.

نامه را مینویسم و تا میزنم و میگذارم زیر بالشم

سیه چشمون هایده را میگذارم روی صفحه خوانش

ساکم را میگذارم نزدیک در

مادر گفته تا دو ساعت دیگر می آیند دنبالم....


#بنی_فیسیات

"نامه ای برای معشوقه ی شوهرم"


۹۴/۰۹/۰۲
آنالیز