آنالیز

آنالیز

+اینجا برای من یعنی آرامش
+برای دل خودم مینویسم: )
+ در جستجوی خویشتن
+خلاصه لینک برای بلاگفا:
yon.ir/5jhx

لج کردم با خودم

يكشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۵۷ ب.ظ
چند وقت بود توی چشم هایش میخواندم میخواهد با من حرف بزند همیشه این دست اون دست  و دست آخر هم بیخیال حرف هایش میشد , امروز دوباره مردد بود و با خودش کلنجار می رفت , تا آخرین نفر نشستم همکلاسی ها بروند و راحت حرف دلش را بگوید نهایتا امروز وقتی آخرین نفر باهم از کلاس خارج شدیم 
  استاد زبان :فاطمه ...بله... میدونی مشکلت چیه؟؟ اعتمادبنفس نداری خواهشا کار کن با خودت جلوی آیینه حرف بزن  اصلا هم فکر نکن دیوونه ی , صداتو ریکورد کن دو بار ,سه بار ,پنجاه بار, صد بار , خودتو دوست داشته باش, منم مثل تو بودم ولی با خودم کار کردم و اینقدر حرف زدم تا خجالتی بودنو بزارم کنار با اعتماد بنفس بالا باشم , شیش ماه با من کلاس برداشتی حقیقتا من یه پله هم ندیدم تغییری کنی در حالی که همکلاسی هات پیشرفت کردن تو این مدت یا نمیخوای تلاش کنی یا من حدس میزنم اعتماد بنفست خیلی خیلی پایین هست  ... در جوابش لبخند زدم و گفتم چشم سعی میکنم وقتی حرف میزنم سره کلاس پررو باشم ..
راست میگوید اعتماد بنفس من خراب شود بالای سرم زیر صفر است به منفی بینهایت میل میکند .

+از دست خودم راضی نیستم , دلم میخواهد با همه ی قدرتم سرم را بکوبم توی دیوار 
( نه بخاطر اعتماد بنفس نداشتنم )  فاطمه سابق نیستم ,  دیگه ی فاطمه ی که به اصول اخلاقی اش به حد مرگ پایبند بود نیستم. تبدیل شده ام به یک بیشعور به تمام معنا , بیشعور بودن دردی بدی می باشد , 
خودم روزه های که میگیرم را قبول ندارم :(
کاش خواب بودم و با استرسو ترس خیس عرق از خواب میپریدم و همینطوری که صدای تپش های قلبم را میشنیدم زیر لب میگفتم خدایا شکرت واقعی نبود  ...... ولی خواب نیستم  ... 
 
۹۵/۰۳/۳۰
آنالیز