آنالیز

ما می نویسیم چرا که هیچ شنونده ای نیست ...

آنالیز

ما می نویسیم چرا که هیچ شنونده ای نیست ...

آنالیز

+اینجا برای من یعنی آرامش
+برای دل خودم مینویسم: )
+ در جستجوی خویشتن
+خلاصه لینک برای بلاگفا:
yon.ir/5jhx

این غافله عمر عجب میگذرد

يكشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۳۸ ب.ظ

یکی از دغدغه های من این هست  مناسب با سن و سال خودم رفتار کنم و حتی صحبت کنم یا تجربه هام لااقل طوری باشه که سن و سالمو اثبات کنه. اینکه موی در آسیاب سپید کنم و بعد همون پله اول باشم ( یعنی درس نگرفتن از زندگی, یعنی  تکرار اشتباه ) عذاب وجدان چه عرض کنم , مرگ من است. 

بعضی ها هم بدون اینکه سن واقعی منو بپرسند از روی ظاهرم و حالت صورت حدس میزنند , معمولا چهار الی پنج سال کمتر حدس میزنند که از این لحاظ چه بسا باعث شادمانی بنده ست خوب مانده ام: )) 

اما داشتم میگفتم خودم به طرز صحبت کردن و کلمه های قلنبه سلنبه و جور چین جمله های آدما خیلی دقت میکنم و بعد سنو حدس میزنم .گاهی اوقات هم سعی کردم قبل صحبت هام فکر کنم و بعد به زبان بیارم .

این همه مقدمه که بگم. پست قبل یادتون هست ؟قرار بود مشاوره برم ...بعد از شیش سال دوباره پیش مشاوره خودم تو روزهای کنکورم برگشتم, اینم بگم کلی رودر بایستی داشتم برم, خجالت میکشیدم تو این شیش سال یه احوال نگرفتم ببینم زنده هست؟ حالش خوب؟ 

این اخلاق سرد بودنم بشدت مزخرف ِولی چیکار کنم جز لاینفک زندگیم هست حتی با صمیمی ترین دوستام تا اونها پیام ندن و زنگ نزنن منم بیخیالم و با عرض پوزش حتی خواهرم که این همه باهم فاصله داریم کمتر تلفنی صحبت میکنیم (خواهرم هر روز زنگ میزنه و با پدر و مادرم در ارتباط هست من گاهی اوقات کار داشته باشم باهاش یا جمعه ها خط دانشجویم رایگان هست بهش زنگ میزنم )

البته این اخلاق سرد بودن ذره ای از دوست داشتن و احترام آدمای که دوست دارم  برام کم نمیکنه. 

خلاصه دیگه اینجا پویا بیاتی میخونه دلم از آب میترسید به خاطرت( پرستاری جان) دل به دریا زد :) و دست خالی هم زشت بود برم یه بسته شکلات خریدم ( چقدرم منت شکلاتو نهادم بر سر مشاوره عزیزم : دی ) 

دانش آموز داشت چند دقیقه نشستم بعد  نوبت من بود برم اتاقش , وقتی رفتم توی اتاقش ...لحظه ی اول که منو دید چند دقیقه استپ شد. ( این مشاوره م از اخلاقی و قیافه و ظاهر شبیه علی ضیاء س با چند سال تفاوت سنی بزرگتره از اون ) بعد زد زیر خنده: )) گفت اسمت یادم رفتِ ولی لحظه به لحظه خاطرات با تو رویو میشه,خیلی غُر غُر میزدی نه؟

منم خندیدم جواب دادم ذاتیه الان هم تقریبا هستم: دی و بعد شروع به صحبت کردیم

 و ما بین صحبت ها یه نگاه پر غرور بهم کرد و بهم گفت: فاطمه خیلی بزرگتر شدی و طبق معمول پرسیدم از قیافه ام؟ جوابمو داد ، نه ، منظورم از حرف زدن هات , تجربه هات , زندگی خیلی بهت درس داده  ، جزوء نوشتی؟  :)) 

هیچی نگفتم فقط لبخند ملیح زدم  ولی دروغ چرا چقدر از این جمله ش حظ کردم  و  یه کله قند تو دلم آب شد :)

تو این هوای سرد و غم انگیز بهترین جمله بود از هزاران چایی گرم تر و از هزاران حرف احساسی دلنشین تر ... برای چند لحظه از فاطمه ی که هستم راضی بودم. 

حالا به خودم ایمان آوردم که بزرگتر شدم,  تجربه هام, کتاب خواندن هام , وبلاگ نویسی  اینا  توی زندگی ام تاثیر داشتن :)


پی نوشت: وبلاگ نویسی رو جدی بگیرید قطعا یکی از پیشرفت های آدم همین نوشته هاس که میتونه مدام ما رو  آزمون و خطا کنه تا بهترین باشیم  .


+عنوان : خیام


موقت اضافه شد: تو این چند دقیقه بیست بار کامنتو باز کردم و دوباره بستم حیفم میاد واقعا خودمو از بهترین جمله ها و کلمه های فراموش شده محروم کنم 


مثل این کامنت  از این وبلاگ 

مهم ترین چیز توی قبولی کنکور داشتن امیده.داشتن انگیزه و اینکه اگه تلاشی میکنی هیچ وقت شک نکنی و مطمن باشی خدا یک روزی جواب زحماتت رو میده. خوب درس بخون و تلاش کن. مطمن باش نتیجه میده.به خودت ایمان داشته باش


۹۵/۰۹/۲۱
آنالیز

نظرات  (۸)

۲۱ آذر ۹۵ ، ۲۲:۳۵ گمـــــــشده :)
منم با کامته خیلی موافقم
ولی با این که وب نویسی باعث پیشرفت می شه خیلی موافق نیستم
پاسخ:
بستگی داره از چه دیدگاهی نگاه کنی به وبلاگ نویسی 
منو از پارسال میخوانی دیگه ، پارسال اکتیو نبودم ، حرفام تکراری بود ، هر کتابی ام سه ماه طول میکشید تمام کنم ، خلاصه از پارسال خودمم متنفرم از بس ساکن بودم 
ولی به محضی که اینجا نوشتم کم کم پویاتر شدم و تلاش کردم
جسارتا دانشگاهتون رو تموم کردی کارشناسی؟
الان دیگه به امید پرستاری:) 
فکر نکنم پرستاری اوردن زیاد سخت باشه چون پذیرش زیاده ... البته اگه دانشگاه خاصی مورد نظرت نباشه:/ 
پاسخ:
بله ، یکسال هست کارشناسیم تموم شده: ) البته چون هول بودم فکر کردم واقعاً جامعه به مهندسی مثل من نیاز داره زودتر از موعد واحدامو پاس کردم 
+ آقا تو به خودت نگاه نکن پرستاری قبول شدی نرفتی و بعد بیای با من مقایسه کنی ، پرستاری دانشگاه آزاد هم در حد یه رویاس برا من 
رتبه ت باید بیست هزار باشه و ترازت هشت هزار 
در ضمن تو دیگه آقا معلم آینده هستی خیالت راحت فارغ التحصیل بشی کار داری 
من باید تا قبل از سی سالگی مسیر زندگیمو تغییر بدم. 
سلام دختر دوست داشتنی ...
ان شاء الله که به هر چی دلت میخواد برسی و طوری زندگی کنی که الگویی باشی برای زندگی دیگران
یه جمله ای می خوندم توی یه کتاب روانشناسی، نوشته بود طوری زندگی کن انگار که قراره همه کارات یه قانون بشه برای دنیا :)
موفقیت خیلی نزدیکه :)
پاسخ:
سلام رفیق جان دلسوز خودم: ) 
مرسی مرسی از دعای خوبت ، الگو بودن خیلی مهم هست برام ، خصوصا عمه و خاله هم هستم :)
انشاء الله خودتم موفق ، سلامت و شاد باشی: ) 
+چه جمله ی قشنگی بود البته به پای عمل برسه دیگه عالی تر هم همیشه: ) 
یه حدیث هم از امام علی (ع) خوندم 
همیشه طوری زندگی کن که گویی تا آخر دنیا زنده هستی ، برای آخرتت طوری زندگی گویی یک روز بیشتر زنده نیستی 
قربانت ،متشکرم ازت انرژی مثبت 💪😍❤

۲۲ آذر ۹۵ ، ۰۱:۰۲ محدثه کوهپایی
فاطمه منم توی این چند سال خیلی بزرگ شدم
مخصوصن توی این یکی دو سال اخیر انقدر بزرگ که حس میکنم محدثه چند سال پیش رو نمیشناسم...
توکلت به خدا باشه ، تلاش کن و از خودش بخواه برات بهترین رو رقم بزنه :)


+راستی گوله مخفف گلوله اس
مثل میگن یه گوله برف یا یه گوله آتیش:)
پاسخ:
چون از قدیم وبلاگتو میخوندم این روند رو متوجه شدم محدثه 
نوشته هات پُربار تر شده ،حتی دقتت به اطرافت 
شاید باورت نشه با اینکه یکسال ازت بزرگترم  با بعضی از نوشت هات احساس میکنم منم پُر بار تر میشم
و ازت ایده میگیرم ، نوشتنت باعث شده نه تنها خودت اطرافیان هم مستفیض بشن: )
تو خودت این تغییراتتو متوجه میشی
ولی من نفهمیدم حتی جدیدا به خودم شک داشتم 

+ اوایل یک ماه میخوندم بعد انتظار قبولی هم داشتم: دی 
ولی وجدانی نخوانده قبول شدن انصاف نیست ،انشاء الله خدا به هر کسی اندازه تلاشش نتیجه بده و هر چی صلاح خیر هست اتفاق بیفته 

+مرسی بابت توضیحت ولی مبهم سوال پرسیدم گوله رو فهمیدم باس بیام وبلاگت :)
اوووووم خیلی خوبه که آدم متناسب با سنش رفتار کنه.
اما خوب من برعکس معمولا همه از روی ظاهر و رفتارم یه 5  6 سالی بزرگتر از سنم رو حدس میزنن :| خوبه یا ید نمیدونم :/
وای منم دقیقاً اخلاقم اینجوریه! یعنی شاید دلم واسه یکی از دوستام خیلی هم تنگ شُده باشه ها ولی تا اون حال احوال نکنه نمیکنم! مغرور هم نیستم و دقیقاً نمیدونم چرا اینجوری ام :/
آره وبلاگ نویسی خیلی خوبه خیلی دوسش میدارم :)
پاسخ:
خُب  من بی بی فیس هستم و تیپ زدنم در حد اسپرت و دبیرستانی هست: )) کلا چهار پنج سال کمتر میزنم 
رفتار هم نمیشه توی دو دقیقه قضاوت کرد و حدس زد: ) 
من دوست ندارم بیشتر یا کمتر باشه سنم همینی که هست خوبه: )
یکی از دوستام یبار بهم به تیکه گفت بستگی داره اولویتت چی باشه:| نمیدونم چطوری اثبات کنم من مدلم همینه: |

۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۶:۴۲ بانوچـ ـه
دختر خوب و دوست داشتنی... :*
پاسخ:
قوربونت ثریا جان ،نظر لطفت هست و خوبی از خودت: )
۲۲ آذر ۹۵ ، ۲۳:۳۱ محدثه کوهپایی
حرفات رو که خوندم یه لبخند گنده اومد روی لب هام :)
پاسخ:
محدثه گلی و سنبلی، سرشار از آرامش :)
یک کامنت خصوصی فرستادم.بخونش
پاسخ:
چشم حتما .. خیلی خیلی خیلی متشکرم دکتری جنای مهربان :)