آنالیز

ما می نویسیم چرا که هیچ شنونده ای نیست ...

آنالیز

ما می نویسیم چرا که هیچ شنونده ای نیست ...

آنالیز

+اینجا برای من یعنی آرامش
+برای دل خودم مینویسم: )
+ در جستجوی خویشتن
+خلاصه لینک برای بلاگفا:
yon.ir/5jhx

دی ماه دوست داشتنی سلام :)

چهارشنبه, ۱ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۳۸ ق.ظ

امروز طبق برنامه ریزیم آزمون جامعintermediate  شرکت کردم و امیدوارم پاس بشه ، دوباره ضایع نشم ، فقط جهت حفظ آبرو و این همه تایم و پول که صرف شده براش.. 

امتحان ساعت شیش غروب بود ، جنبو جوش ملت برا شب یلدا اصلا خیلی عجیبِ: | خب اینم شبی ِ مثل شبای دیگه حالا برا یه دقیقه بیشتر وجدانا ارزش داره این همه ترافیک ،هزینه خوراکی سرسام آور: | ( هر چند خانواده ی خودمم مستنثا نیستن ) . بعد از امتحان که  ساعت 19/20 دقیقه تمام شد ، یه عروسی "چله ی زمستانی" دعوت بودیم و الان باید بگم یلدای ما در عروسی سپری شد. 

بعضی از عروسی ها غمگین هستن حتی با هزارتا تجملات و شلوغ بازی، ظاهرش شاد باشه و سنگ تمام بزاری بازم یه جای کار میلنگ و غمگین ِ ، خدا هیچ خانه ی رو بی بزرگتر نکنه ، که ارزش هر خانه و خانواده به صاحاب و بزرگترش هست .

سخن حکیمانه: 

"دو روز دیگه خواستم ازدواج کنم اگه فقط یه درصد فکر کنم عروسیم جنبه ی شیره سر مالیدن خودم و جنبه ی دل خوشیِ ناپایدار داره ،برم یجا سرمایه گذاری کنم یا مسافرت دلخواهمو برم بهتر از اینه بریز و بپاش کنم ،تو حلق ایل و تیار بریزم ، دو روز دیگه هم پشت سرم بشینن غیبت کنن برا چند غاز بی ارزش پاتختی . "

خلاصه امشب ما طرف خانواده ی داماد بودیم ، وقتی داماد با قیافه ی آرایش شده و تمیز اومد خوش آمدگویی اختصاصی، توی این همه شلوغی ،توی  چهره ش یه موج غریبی از ته نشین غم بود ، کاش اسلام دستو پای منو نبست بود محکم بغلش میکردم و تو گوشش میگفتم قوی باشه پسر ، انشاء الله خوشبختی: )

+ این سومین انتخاب به پای عقد داماد بود و این تا عروسی پیش رفت :دی من کاملا شاهدم توی دوتای قبلی اصلا شانس نداشت 

+ نکته آموزشی این پست: برا پسرای که میرن خواستگاری و از عشق کور هستن ،حداقل برای مهریه تعیین کردن بزارید بزرگترا حرف بزنن درجا نگید چشم ؛اتفاقا هم مهریه دادن، هم مهریه گرفتن:)) ... نمونه بارزش داماد امشب 

+پدر و مادر داماد بنا به دلایلی تو عروسی حضور نداشتن، وقتی هر بزرگتری برا داماد آرزوی خوشبختی میکرد چقدر چهره ش تلفیقی از بغض و شوق میشد .

لینک به شب یلدای پارسال 


این لینک کما و بیش توضیح حضور نداشتن پدر و مادر داماد هست.

۹۵/۱۰/۰۱
آنالیز

نظرات  (۴)

۰۱ دی ۹۵ ، ۱۰:۲۰ هانی هستم
کلن عروسی گرفتن با این سر و شکل و خرج کار درستی به نظر نمیاد...
پاسخ:
با عروسی گرفتن و خرج کردنش ،نه خیلی موافقم ،نه مخالف 
مثلا هشت ساله که داداشم ازدواج کرده ، حتی با داشتن یک بچه بازم فامیلا بهش میگن مجددا عروسی بگیر ما آمادگی داریم:)) یعنی در این حد بهشون خوش گذشت و هزار بار هم فیلم عروسی رو ما دیدیم هر دفعه با خوشحالی :) خرج این عروسی واقعا ارزش داره ،خوشحالیش سالیان سال ماندگار هست و متفاوتِ با عروسی که هیچوقت دلت نخواه حتی فیلمشو ببینی 
:( دلم گرفت... خیلی
پاسخ:
هعی روزگار...انشاء الله خوشبخت بشه
آخی :(

غمی که داشت برای دو مورد قبلی بود یا اینم به مشکل خورده ؟

ان شاء الله همه جوونا خوشبخت بشن
پاسخ:
غمش بیشتر بخاطر نبودن پدر و مادرش بود ، مجلس با حضور بزرگتر یه حس و حال دیگه داره
چشمش هم ترسیده از اون انتخابای اشتباهی که داشت 
هر جوانی با هزار تا امید و آرزو تشکیل خانواده میدن
انشاء الله همه ی جوانا خوشبخت و عاقبت بخیر بشن 
۰۲ دی ۹۵ ، ۰۰:۱۵ گل بهار ..
جالبه ...
میدونی ...بیشتر اوقات ...نه همش بیشترش ...مقصر مردا هستن .
:(((
پاسخ:
بازم اینجا برای انتخاب های اشتباه خودشو بی تقصیر نیست 
اصلا به جنسیت نگاه نکنیم همیشه آدمای زرنگ و سواستفاده کن از موقعیتمون دور و برمون پیدا میشه 
و این دامادم دوبار بخاطر موقعیتش اشتباه محض کرد ، آدم های که قیفشون به قاف این نمیخورد 
+ اینا رو در اصل اینجا مینویسم خودم پخته تر بشم