آنالیز

آنالیز

+اینجا برای من یعنی آرامش
+برای دل خودم مینویسم: )
+ در جستجوی خویشتن
+خلاصه لینک برای بلاگفا:
yon.ir/5jhx

بیست متر عمق تنهایی

جمعه, ۱۷ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۱۰ ب.ظ

همیشه برایم سوال بود، رهگذرهای  که در کوچه مان میگذرند و آواز میخوانند، مست هستند  یا عاشق ؟ یا حتی آدم های که در خیابان قدم میزنند و زیر لب میخوانند دقیقا در چه عالمی سیر میکنند؟

راستش را بخواهید درک شان نمیکردم؛ سه شنبه بعد از کلاس زبانم تنها بودم و قدم میزدم تا اتوبوس بیاید , اصلا حواسم هم نبود به چه فکر میکردم فقط زیر لب میخواندم " به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد,  که تو رفتی و دلم ثانیه ی بند نشد " حتی یادم هم نمی آید قبلا این آهنگ محسن چاوشی را شنیده ام یا نه ؟! 

زمانی متوجه زیر لب خوانی ام شدم یک دختر از کنارم رد شد و یک پوز خندی زد. 

بعد دوزاری ام افتاد؛ "وای من تو ذهنم میخوندم یا صدام بلند بود :| " و یک نگاه به اطرافم انداختم و یک خدا رو شکر در دلم گفتم که فقط همان یک نفر صدایم را شنیده بود.

بابت تمام روزهای که از این دسته آدم ها درکی نداشته ام پوزش میطلبم,  هر چند با یک کلمه نمیتوان حجمی از این بی درکی را پذیرفت.

اما حالا میخواهم اعتراف کنم 

وقتی که وسعت تنهایی آدم آنقدر عمیق است که هیچکس را نداری خوشی های کوچک زندگیت ,  خستگی های روزگارت, روزنه های امیدت , غم های هرازگاهی ات , بی حوصلگی های بی وقفه ات , رویاهای بی شمارت,جرقه های انگیزه ت  حتی  برنامه هایت را با او تقسیم کنی ؛ یعنی در یک عمق تنهایی بیست متری هستی که هر چقدر فریاد میزنی برای نجات هیچکس صدایت را نمی شنوند, در نتیجه برای ادامه و نجات خودت پناه می آوری به کار های که یک بار هم به ذهنت خطور نمیکرد انجام دهی. 

+محسن چاوشی ،خداحافظی تلخ

دریافت

۹۵/۱۰/۱۷
آنالیز

نظرات  (۴)

۱۷ دی ۹۵ ، ۲۳:۲۰ گمـــــــشده :)
واقعا تو کوچه تون رد نی شن و آواز می خونن؟
پاسخ:
کوچه ما نزدیک خیابان 
آره ، نصف شبا ،بعدظهرها ، غروبا :) میزنن زیر آواز 
حتی پیش امده زیر پنجره اتاقمم خواندن 
بعد من توهم زده بودم یکی عاشق من شده: دی
برای منم پیش اومده....
دیدم هیچکس تو کوچه نیس و یهو دلم آواز خوندن خواسته و  بعد از فرعی یکی درومده و اگه آقا بوده بهم تیکه انداخته و اگه خانوم بوده چش ابرو اومده :/
ولی پشیمون نیستم راستش. حال خودم بهتر شده. صدامم اونقدر بلند نبوده ک کسیو آزار بده

پاسخ:
من تو اتاق خودم یا گاهی وقتا خیلی آروم توی حموم خوندم: ))اصولا آدم خجالتی هستم تو خیابان و کوچه هیچ وقت نخوندم: )) تازه اون دختره هم پوزخند زد ، نمیدونی یهو از خودم رفتم که ای وای چه بد شد: |
اگه از حس تو اون لحظه بخوام بنویسم ،اصلا تو یه دنیای دیگه هستی، خودت با خودت یه خلوت دو نفره :)
۱۸ دی ۹۵ ، ۱۶:۵۵ N ـــــــ

من همیشه تو خیابون دارم با خودم حرف می زنم -_-


اگه شب باشه «یه شب مهتاب»

اگه از دانشگاه بیام یه چِیزٍ فرانسوی ترجیحا :)

کلـاس زبان باشه انگلیسی :)

بعضی وقتا ام royals ِ لرد :)


در این حد تطبیق پذیر با شرایط محیط :)

پاسخ:
واقعا همیشه ؟؟!! بعد نگاه های بقیه برات مهم نیست؟ مثل بگن دختره خل شده: ))) 
شما قسمت شاد زندگی رو با تنهایی های خودت تقسیم میکنی: ) 
اصولا خیلی خیلی خیلی خجالتی و مردم گریزم 
ولی خوشبحالت ، بهت حسودیم شد 
چقدر راحتی: )
۱۸ دی ۹۵ ، ۲۰:۰۶ ساکن طبقه 40
گاه باید از این تنهایی فرار کرد و گاه باید به آن پناه برد ...
پاسخ:
اوهوم ، اما مشکل اینه در یک تعادل نیستن یا از شور در میاد یا کم: (

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی