آنالیز

ما می نویسیم چرا که هیچ شنونده ای نیست ...

آنالیز

ما می نویسیم چرا که هیچ شنونده ای نیست ...

آنالیز

+اینجا برای من یعنی آرامش
+برای دل خودم مینویسم: )
+ در جستجوی خویشتن
+خلاصه لینک برای بلاگفا:
yon.ir/5jhx

بی قضاوت بخوانید

دوشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۲۹ ب.ظ


نمیدانم جبر زندگی است یا چه می توان گفت برای قصه های تلخ سال 95 .

بمب گذاری کربلا و اضطراب برگشت برادر وپسرخاله ام  

غم برخورد قطارهای سمنان و تبریز به مقصد مشهد, همان وقتی که خبرش را روی گوشی ام دیدم فقط و فقط نگین به ذهنم خطور کرد و شکر گذار خدا باشم اگر یک روز دیرتر حرکت کرد بود و...

غم پلاسکو, هیچکس را نداشتم زنگ بزنم از سلامتش خبر دار شوم بلکه آرامش بگیرم یا امید واهی ام برای زنده ماندن شان 

غم آن آتش نشان یک ماه مانده خدمتش را تمام کند 

غم آن مادری میانسال که میگفت تا پسرم و دوستش را پیدا نکنم نمی روم 

غم آن تازه عروسی که میگفت شفاعت ام کن 

غم ترکیدن بغض  آن دو فرزند بغل پدر زنده شان 

غم دودشدن سرمایه دارن و صفر صفر صفر شدن شان

غم کارگرانی که تا لحظه آخر برای یک لقمه نان حلال آنجا ماندن 

غم افغان های بی پاسپورت که جیک شان هم در نیامد 

یا غم سر دشت و سقوط بهمن در کردستان و درست هم اطلاع رسانی نشد، از نداشتن یک شغل بخور و نمیر در شهرشان،  این وقت برف و سرمای کشنده بابا برای یک لقمه نان حلال راهی کوهستان شد و جانش را داد ، این دو مورد آخر هم پیش کش ،گرد و خاک خوزستان که سال هاست ما هم کمی تا قسمتی  شریک هستیم بماند و خسارت و سه هزار بی خانمان شدن در سیلاب سیستان هم بماند.


+نوشتم برای خودم بماند 

راهی نداشتم برای خلاص شدن از این غم ها 

خسته م خستهههه 


بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران / کز از سنگ ناله خیزد روز وداع یاران 

۹۵/۱۱/۱۱
آنالیز