آنالیز

آنالیز

+اینجا برای من یعنی آرامش
+برای دل خودم مینویسم: )
+ در جستجوی خویشتن
+خلاصه لینک برای بلاگفا:
yon.ir/5jhx


+سریال لیسانسه ها که همین یک ماه  پیش پخش میشد یادتان هست؟  (وای خدای من چقدر یک ماه زود گذشت:| ) 

همان پسر عند طنز و حرص در آور , پر ادعا , وابسته به خانواده که از خودش هیچ نداشت، خانه و ماشین و کار همه از پدر :| 

و پرو پرو هر روز با یک نگاه عاشق یک نفر میشد , در عین حال هم دوست داشتنی!  

بله این سریال برای خانواده ی ما آنقدر دور و غیر قابل درک نبود 

چون ما یکی از آن سه پسر طنز بنام حبیب در خانه داریم,  با تمام همین صفات! 

باور کنید قبل هر حرکتش در سریال , ما خانوادگی سریع حدس میزدیم :)) و اشاره داشتیم مثل میم ما :)) 

داداش "میم" بنده مو نمیزد با این شخصیت و با یک تفاوت او اندکی به حرف پدر و مادرش گوش میداد ولی برادر بنده نه :| حرف حرف خودش هست و همیشه هم میزند در کسری از ثانیه نابود میکند و پشیمان می شود. 

حالا چند روز است از مغازه میاید خانه با دو من عسل هم نمی شود خوردش , هر دقیقه بهانه های بی خود و غر غر زدن, چرا؟  چون آقا عاشق یک دختری در همان آپارتمان که زندگی میکند شده است،  بعد انتظار دارد ما یک مدت کوتاه صبر نکنیم ببینیم لحظه ای تصمیمم گرفته است یا نه واقعا عاشق است یا در جا بی تحقیق برویم خواستگاری :| 

در حالی که ما تجربه داریم و سر همین حرف گوش نکردن یک بار زد زندگی خودش را خراب کرد و هر چقدر به در و دیوار زدیم خودمان را این انتخاب اشتباهیه, سره یکسال هم دوام نمی آورد قبول نکرد. 

یکی نیست بهش بگوید "تو که دار و ندارت از بابات, عار و درد چند سال پیشتم نداری , انتخاب درست و حسابی هم بلد نیستی انجام بدی,  حداقل بزار خانواده ت از سر دلسوزی کمکت کنن یه انتخاب خوب داشته باشی" 


++ داداش کوچیکه هم با دوستش رفته است مهاباد برای فاکتور و خرید مغازه ش 

چقدر اصرار کردیم حالا بگذار بعد از این برف و باران برو جاده آنجا هم همه ش پیچ پیچی است,  او هم در جواب ما " نه, الا و بلا باید همین روز بروم و تا آخر هفته برگردم " ، حالا به دلیل برف و بهمن سه روز است بیکار در مهاباد مانده و نمی تواند برگرد. 

هر شب از خواب میپرم و صدقه خودش و دوستش را میدهم سالم به آغوش خانواده برگردند.


در پایان هم یک خودشیرینی بازی بیایم :) 

خواهرست دیگر بند بند وجودش دو تا داداش است اندازه ی آسمان خدا دوستشان دارد,  حالا هر چند به حرف خانواده کمتر گوش میدهند .

+ ++ البته عرض بنمایم بنده یک خواهر دارم "تمام وجود من است " یعنی اول خدا و بعد خواهرم :) و بعد مامان بابام و بعد داداشام :)

۹۵/۱۱/۳۰
آنالیز

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی