آنالیز

آنالیز

+اینجا برای من یعنی آرامش
+برای دل خودم مینویسم: )
+ در جستجوی خویشتن
+خلاصه لینک برای بلاگفا:
yon.ir/5jhx

یک حس آشنا

پنجشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۲۶ ب.ظ

نجف اشرف 

وقتی همه در اتوبوس خواب بودند حوالی ساعت دوازده ظهر پی دی اف حسین وارث آدم را میخواندم ، سر کاروان میکرفون را برداشت و گفت به نجف نزدیک می شویم ، یک آن خوشحال شدم از مسیر حوصله سر بر و بیابان های کثیف و دیر نگذشت شعف جای خود را به استرس داد، "خدایا من?الان?نجف ? حرم حضرت علی? " باورش برای اولین بار در پس آن همه یا علی گویان رکوع و سجده نمازم سخت بود،استرس داشتم که یک وقت از  دسته ی بی لیاقت ها نباشم و هر چند دلم می خواست استرس داشته باشم ، اینجا اولین اشتباه شروع شد،به دلیل اشتیاق و هیجان سریع به حرم رفتن از سر کاروان جدا شدیم و خودمان را وابسته به دیگران کردیم که دو ،سه بار تجربه ی این سفر را داشتند و از نصف اطلاعات راجع به کوفه،حرم،زیارت عقب افتادیم .

ساعت چهار بعدظهر حرم رفتیم ، قدم به قدم که نزدیک می شدم به  ضریح مات و مبهوت و سکوت همراهم بود ، فقط ادای احترام و سلام ، و مدام چادرم را می کشیدن "بیا بیا عقب جدا نشی از ما گم میشی" نه یه دل سیر ضریح را دیدم و بغضی که بترکد که به آرامش برسم، فقط اشک ریختم که امام رضا من تو را واسطه ی این سفر قرار دادم پشتم را خالی نکن ، امام رضا با تو حس و حال مان عشق وصمیمی است و اینجا ، من که پر از حرف بودم و این سکوت ،امام رضا من از هر جای این کره ی خاکی هستم تو را صدا میکنم ، سفارش مان را بکن دلم آرام بگیرد ، این احساس غریبگی خفه م کرده است و بعد از نماز مغرب و عشا و بعد نشستن کف زمین برای خواندن دعای کمیل ، تمام این حس ها محو شد ، من بودم و یک حس آشنا

۹۶/۰۷/۲۷
آنالیز