آنالیز

آنالیز

+اینجا برای من یعنی آرامش
+برای دل خودم مینویسم: )
+ در جستجوی خویشتن
+خلاصه لینک برای بلاگفا:
yon.ir/5jhx

اگه دستات مال بود،جون به دستات می سپردم

جمعه, ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۰۲:۲۲ ق.ظ

نیمه راه توی کوه تخت گاز میرم بالا و ده دقیقه به ده دقیقه میشینم  و این روال بیست بار تکرار میشه و در پایان به قله نمی رسم 

میگه: جآن دلم این اصول کوهنوردی نیست ،"یک قدم یک نفس" 

دستم رو توی دستاش میزارم " یک قدم یک نفس " 

دو دقیقه کنار هم راه میریم دستم رو از توی دستش میکشم 

میگم: "باشه یادگرفتم "

 اما دوباره روزی از نو 

میخنده دستم رو میگیره 

میگم :عه این لوس بازیا چیه ،تو همه ش مراقبم هستی :)) ،همه ش مامانمی :)) 

بعد لیدر" آقای کرمی"برمیگرده

 میگه: 'توی این ارتفاع یه جنگی باهاش بکن :دی" 

 دخترم تیم باید هوای همدیگه رو داشته باشن 

دوباره دستم رو میگیره 

ادامه میده ، که با پنجه ی پاهات پیش برو و کف پاتو محکم زمین نزار،آب یخم نخور،آب ولرم داشته باش

 توی کوه همه ی آب ولرم بطری خودش رو سر میکشم 

میگم: دفعه ی بعدی چشم آب ولرم رو ضمیمه میکنم  ولی دفعه بعدی هم بطری آب یخ میارم  :| ، (آقا آب رو باید قشنگ حس کنم  ،خنک بشم )

یه لحظه پام سر میخوره ،با اضطراب میخواد لباسم روبگیره ،خودم رو نگه میدارم 

میگه:این کفش هات سره نپوش 

جواب میدم:من اینا رو دوستشون دارم دوباره هم میپوشم :))) 


لقمه ی پوره سیب زمینی و گوجه برام میگیره،با لیوان خودش برام چایی میریزه


با سلام وصلوات که میرسیم پایین کوه،تازه حرف خصوصیام یادم میاد بهش بگم مشاوره بگیرم :))


سه شنبه س هفته ی بعدم با همه ی این اوصاف بهش میگم بیام،جواب رد نمیده :)) 

بعد میگم خب مقصدتون کدوم کوه هست؟ سیب سرخ میریم ،ـخب پس نمیام :))) من فقط عشق دو کل هستم ، میگه: رودار تشریف هم بیاری باید تا قله تو رو روی کولم بزارم :))))


پی نوشت:عنوان هم به هیچ وجه اغراق نیست، خودش هم نمیدونه چقدر دوسش دارم :) تا حدودی مشاورم بوده و صحبت هاش به تلاطم وجودم آرامش بخشیده 

بله مخاطب این پست بازآی هست :)

۹۶/۰۹/۱۷
آنالیز

نظرات  (۵)

۱۷ آذر ۹۶ ، ۱۰:۱۶ پـــــر ی
تا من کرمانشاه بودم یه بارم ما رو کوه نبردین، به شما هم میگن رفیق بیانی آخه :(((
من عاشق او «رودار»ی هستم که بهت گفته :))) از همینجا به بازآی میگم: دمت گرم :))) رودار بهترین کلمه برای توصیف فاطمه اس :)))))
پاسخ:
آقا من کلهم اجمعین دو بار رفتم کوه،همین دو ماه اخیر :)
البته ما خیلی برنامه ها داشتیم مثلا کافی شاپ،دیدار با نیلوفر
ولی خب رو اسلومویشنم اینام یکسال طول میکشه تا به سرانجام برسه:دی 
کره باز آی طفل معصوم جرئت نداره چیزی بهم بگه ،خودم حرف تو دهنش گذاشتم :))) 
تلفنی حرف میزدیم احساس کردم یه گفتن رودار توی صداش موج میزنه :))))

کوه عالیه 
ناسلامتی ما منال کوهستان هستیم :))
پاسخ:
منال کرمانشان روداره :دی 
کوه که دی چشتی نییه :))))
۱۷ آذر ۹۶ ، ۱۸:۵۴ پـــــر ی
دیگه دیگه، همه دیدارها رو گذاشتین واسه وقتی که من تهرانم :)
همون که یه رودار گفتنی تو صداش موج میزنه کفایت می کنه :)
پاسخ:
یسرا که گناهی نداره :) اتفاقا هر ماه بهم میگفت اول ماه قرار بزار دیگه تا بریم،با امروز فردای بنده دیگه کم سعادتی شد
شما و بان چاویلم جا درید پری گیانکم❤
انشالله حتما همدیگه میبینیم 
آخه منال کرمانشان رودار نباشه دیه پلاک 19 نیست :دی
۱۹ آذر ۹۶ ، ۰۸:۵۱ پـــــر ی
نگفتم تقصیر یسراست. اتفاقا همش تقصیر توئه :)))))
خاهش کم، عزیزی
پلاک 19 چیه دیگه؟؟؟؟!!!!
پاسخ:
آره دیگه خوه م در جریان هستم ،گشته ی و پای من نویسن :)))
قربانت گیانم ❤
پلاک ۱۹ ماشین یعنی،کرمانشاه ۱۹ خدا ۲۰  :)))
۲۰ آذر ۹۶ ، ۰۲:۳۰ پـــــر ی
آهاااا:)
پاسخ:
:)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی