آنالیز

آنالیز

+اینجا برای من یعنی آرامش
+برای دل خودم مینویسم: )
+ در جستجوی خویشتن
+خلاصه لینک برای بلاگفا:
yon.ir/5jhx

خب یک عادتی که درونم نهادینه شده ،وقتی که مهمانی میریم دوست ندارم یعنی وجدانم قبول نمیکنه شیک و مجلسی بشینم  دست به سیاه و سفید نزنم ، میزبان جلوی من همه ش دولا راست باشه و بعد از بدرقه ما ساعت ها ظرف بشوره،خشک کنه،وسایل جا به جا کنه که بعدش از هر چی صله رحم ذله بشه و همیشه هم وقت های که خداحافظی میکنم با لبخند رضایت تشکر دارن و لفظ مهمان سبک رو به کار میبرن .


حالا گاهی هم یه مهمانی با آدم های جدید دعوت میشم و خجالت میکشم برم یک کاره توی آشپزخانه صاحب خانه ،سعی میکنم به احساس خجالتم غلبه کنم و به هر حال کمکش کنم. 


این رو تا اینجا داشته باشید ،


خب ؛  دوستی ها یک قدمتی دارن که متاسفانه نمیشه به دلیل تغییر کردن طرز تفکر و هدف و رویاها آنی گسسته بشن و مجبورم گاهی قدم به قدم فاصله م رو رعایت کنم  ،که تصورات بقیه از من یه آدم افسرده که توی اجتماع بزرگ نشده نباشه .


جمعه که مهمانی یکی از دوستام دعوت بودم ، دوستام با اپلیکیشن جدیدها که تبدیل به موش،خرگوش ،گربه روی چهره ها میکنه در حال سلفی بودن ،خب منم علاقه ی به این جینگولک بازی ها ندارم ، طبق معمول عادتم  ظرف های ناهار رو برداشتم سمت آشپزخانه رفتم و مشغول شستن و خشک کردن ظرفا بودم، دیدم وسط هال شلیک خنده ها به طرف من بود،" فاطمه ،ظرف شوری بیش نیست ،از خوابگاه بگیر تا خانه ی میم و سین که رفتیم ،با علاقه ی وافری ظرف شسته"  ،لبخند مصنوعی زدم و سکوت کردم.


به این فکر میکنم چقدر توی خودم غرق شدم در میان جمع اما تنها که لقب ظرف شورم به پیشانیم چسبیده شد .

۹۶/۰۹/۱۹
آنالیز

نظرات  (۱۳)

۱۹ آذر ۹۶ ، ۰۹:۲۵ پـــــر ی
من همچین دوستایی رو سریع از دایره دوستیم حذف می کنم
پاسخ:
پری جان ،به هر روشی پیش رفتن نمیشه ، طی این سال ها شریک خنده ها و غصه های هم بودیم، دلیلی مثل تغییر تفکرم، اینقدر دلیل محکمی نیست که بخوام همه ی خاطرات رو زیر پا بزارم و بگم بای فور اور 
بلخره ما یک جا بهم پیوند خوردیم 
۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۰:۳۴ منِ مُبهم
الهی من برات بمیرم که همون طوری که حرف میزنی مینویسی
مهمانی vs مهمونی 
تو عشق منی دیگه😍😊
تو خیلی خوبی ،متاسفانه آدمها قدر آدمهای خوب رو دیر میفهمند
شعور ودرک هم آرزوست...

پاسخ:
خودا نه کید مامان گیانکم ❤
دقت کردی همون طوری جزء به جزء هم می نویسم 
هر پست یه نگارش جدید داره :دی 
همه ی آدما خوبی های مختص به خودشون دارن ،خب ما ها مجازی دوستیم ، من میام اینجا از خودم به به چه چه میزنم شمام تایید میزنید :)) قطعا منم بدی های دارم که نمیگم :))) از این زاویه هم میشه نگاه کرد
۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۱:۲۶ آقاگل ‌‌
من بودم همونجا بهترین ظرف میزبان رو می‌کوبیدم زمین می‌گفتم آخی ببخشید حواسم نبود شکست. ^_^
پاسخ:
میزبان(دوستم) اخلاقش بچه طور هست  ،چیکار دارم به ظرف های جهزیه مامانش ، این وسط مامان آخه چه گناهی کرده :)
آقا گل یه وقت خواستی همچین کاری کنی همه ی جوانب رو بسنج :دی
۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۴:۰۱ اسماعیل غنی زاده
تو خوبی، خوب باش :)
پاسخ:
قلب زلال شیشه ایم و این صحبتا :) 

۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۴:۵۹ ماهی کوچولو
صد امتیاز برای کامنت آقا گل :))
پاسخ:
ماهی جان ،جواب کامنت آقا گل رو بخون 
یه وقت اینطوری از بدبختی انتقام نگیرین :))))
۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۸:۰۹ روشن شدگی
متاسفانه همه چیز در جامعه ما وارونه شده. یعنی جای معنا و مفهوم خوب و بد  عوض شده. قصد شعار دادن ندارم، اظهارنظر کردم چون خودم کم ندیدم از این بدفهمی و نادرستی‌ها. 
پاسخ:
خودم از هر زاویه ی به این قضیه فکر میکنم 99 درصد این منم که مقصرم، اگه جور دیگران رو نکشم و هر کدوم رو به کاری مشغول میکردم یا به جای اینکه سکوت کنم دور بشم ،حرفم رو مستقیم میگفتم ، از رفتارم بد و کج برداشت نمیشد که بعد از چند تا مهمانی مرکز توجه بشم
احساس میکنم من بد نوشتم ، چون نظرات علیه دوستای بدبختم بود 
نمیشه یه طرف به قاضی رفت :)
((: عزیزم
پاسخ:
قربانت دوست جآنم :)
۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۹:۲۱ ماهی کوچولو
خو گفتی خونه اش بودین فکر کردم خونه خودشین :))
حالا که اینجوریه بهتر بود یه نگاه میکردی بهشون سرتو تکون میدادی اگه میپرسیدن چی شد؟ 
میگفتی داشتم فکر میکردم این حجم از بیشعوری چطوری تو تن شما جا شده
پاسخ:
آقا من شرمندم ،ببخشید بد نوشتم ، خانه ی پدر و مادرش بودیم :))) از بس مستقل نیستیم آنچنانی ،اینا قاطی میشه
دقیقا ، یعنی بهترین حرکت همینه که من حرفامو مستقیم و یکم خنده چاشنی کنم به طرف مقابلم بگم ،نه مظلوم بازی در بیارم
۱۹ آذر ۹۶ ، ۲۰:۱۴ ماهی کوچولو
دشمنت شرمنده
نه خو اصلا گفتم زود شوهرش دادن :))
یسسس
پاسخ:
فدا مدات :* 
نه شوهر ندادن وره دل هم هستیم :))))
۱۹ آذر ۹۶ ، ۲۰:۳۸ منِ مُبهم
من از لحاظ ظرف شستن تاییدت کردم حالا😀
دیگه اینکه ظرف میشوری باید ممنونت بشن خب
پاسخ:
آها از اون لحاظ ،آخه همیشه مورد تحسین ت قرار میگیرم دیگه فکر میکنم نامبروانم :دی
مهم مامان دوستم بود که خیلی تشکر کرد :) 
۲۰ آذر ۹۶ ، ۰۲:۳۲ پـــــر ی
باشه:/
پاسخ:
خواهر اون پوکر فیست رو قربان *:
۲۱ آذر ۹۶ ، ۰۹:۳۵ پـــــر ی
:)
ایندفعه خندیدم که قربان اینم بری برار :)))
پاسخ:
وجدانی من هر وقت کامنت برام مینویسی از شدت عشق و ذوق لبخندی میشم :)) دیه تو نقطه هم بزاری من قربانش میرم :)
۲۲ آذر ۹۶ ، ۰۹:۲۸ پـــــر ی
عشقی تو :))
پاسخ:
مخلصتم نازارآسمان کو ❤

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی