آنالیز

آنالیز

+اینجا برای من یعنی آرامش
+برای دل خودم مینویسم: )
+ در جستجوی خویشتن
+خلاصه لینک برای بلاگفا:
yon.ir/5jhx

دقیقه هام شقیقه هامو سفید کردن

پنجشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۱:۳۶ ق.ظ

دومین قدم جنگیدن با تابوهای سنتی خانوادگی...

موهامو امروز رنگ زدم ، البته فکر کردم یه درجه  تغییر کنه ولی لامصب خیلی روشن تر شد:))) 

هایلابت تنباکویی شماره ی هفت بود 

خودم باورم نمیشه چیکار کردم

سال ها چشم و ابروم و موهام تقریبا مشکی بود  

واکنش مامانم که جالب بود ، گفت من دیگه دست ازت شستم :|

دخترعمه هام بفهمنن ، از من بزرگتر هستن ولی از ترس  حرف و حدیث  خاندان و پدر و مادر جرات نکردن رنگ بزنن  ََ، هزار تا صفحه پشت سرم قشنگ چینده میشه ...

بلاخره یجایی باید یادبگیرن ، بحث ازدواج به موی رنگ شده نیست و آدم نباید بشینه خوشبختی و تغییرات شو با زندگی مشترک رقم بزنه ، بلکه از قبل آزادی خودش رو داشته ، خدا آدم رو آزاد آفریده و این محدودیت های مضحک تا ازدواج نکنی هیچ تغییری نداشته باشی یه مشت حرف احمقانه س ...

و از طرفی هم با دیدن موهای سپیده شقیقه هام ، احساس اوج جوانی و نشاط رو از دست داده بودم و به معنای واقعی پختگی و بی حوصلگی در وجودم فوران میزد .

با یه رنگ ساده این بحران ها رو بهم زدم ..

به واقع اگه در خودم نابود بشم برای حرف رایگان بقیه در اصل باختم ، چون هر کی سر زندگی خودش با مسائل روزمره ش ...

امیدوارم این همه تز دادم بتونم عمل کنم و دیدن رنگ موهای جدید به مرور زمان برام عادی بشه ، یهویی فردا مشکی پر کلاغی نزنم صلوات :)))

۹۶/۱۲/۲۴
آنالیز

نظرات  (۶)

دوست عزیر خوب دیگه این کار  .این همه کولی بازی نداره موهاتورنگ کردی دیگه

درضمن  آزادی انسان مثل این جاده های توی بیابون  میمونه  بلند  بلند  که وقتی وسطش وای میستی ی نقطه میبینی  با خود میگی وای اون نقطه آزادی منه  میری سمتش  اما میبینی هرگز بهش نمیرسی  بازم ی خورده جادرو نگاه میکنی  دوباره همون نقطه  بازم میری اما بازم نمی رسی  به نقطه آزادیت  این طوری دوست عزیز ازادی ادم هیچ پایانی نداره  اینطوری میشه که  توی خیلی از کشورای اروپایی خون ادمو توبطری برای گروهای منحرف موسیقی متال  یا بلک متال واسه فروش میزارن یا تو بعضی از کشورا بکارت  دخترارو توی ی سنی از بین میبرن یا بعضی از کشورا کلیساهای شیطان پرستی دارن  و..... اینا هنوز دارن توی او جاده مستقیم بی نهایت میرن  پس آزادیم ی مرز میخواد وگرنه آدم میشه حیون البته حیونا از روی غریزه  زندگی میکنن نه عقل پس آدم میشه پست تر از حیون  حالا بنظرت خدا آدمو آزاذ آفرین  یا  آزاد با مرزای آزادی مشخص

پس شوهر کردن یا زن گرفتنو  دیگه ربط به آزاد خلق کردن خدا نده 
من هین جام اگه خواستی غیظتو خالی کنی  بکن

پاسخ:
کولی بازی ؟؟... توی خیلی از خانواده ها و ایل و تبار ها بعضی سنت های اشتباه وجود داره که هیجکس جسارت شکستنش رو ندار و وای به حال اینکه یه نفر استارتشو بزنه تا عادی بشه باید هزار تا حرف بشنو... توی خانواده ی ما رنگ زدن مو تا قبل از ازدواج مرسوم نیست به دلیل های اشتباه دیگه که از خودشون ساختن و دقیقا مثل مقایسه شما که همه چیز رو بهم ربط میدین و آزادی رو بسط دادین به ملت  و فرهنگ های دیگه ... بله میبینید ، تعریف آزادی از نظر هر شخصی به شخص دیگه متفاوت بیان میشه و به خودش مربوطه تا زمانی که به دیگران آسیب نرسونه ، به ما هم ربطی نداره محدودیت های ذهنیتی مون رو به اسم چار چوب داشتن به خورد دیگران بدیم ، مغز انسان ها خیلی پیچیده س از هر زوایه ی میشه تحلیل داشت و ممکنه ما اصلا بهش فکر نکرده باشیم ..
طبق همون مرسومات اشتباه متاسفانه هر چیزی رو به مجردی و متاهلی آدم تعمیم میدن...
غیظتو خالی کن؟ مگه از سر جنگ کامنت نوشتین با ناشناس! بخاطر لحن ادبیات‌ عزیرتون ناشناس بودین ...
نظرتون رو نوشتین و منم جواب دادم ...


کار خوبی کردی، منم موهام در این لحظه رنگه البته برا فامیل ما خیلی وقته عادی شده
پاسخ:
بانوچه تا این لحظه چندین‌ بار پشیمان شدم ، تغییرات یجورایی بعضی وقتا سخته ..
چقدر خوبه این موضوع عادی باشه
سلام:)
دختر ها میتونن همه رنگی به موهاشون بزنن ایکاش پسرها هم میتونستن:))
ولی من موهام سیاه و سفیده و دارم درمانشون میکنم من هم باید رنگشون کنم:))
من دلم مو سیاه بی رنگ میخواد:))
افرین خواهر مو سیاه روشن خوبم:)
پاسخ:
سلام :)
من یه مدت پی درمان و شامپوهای تثبیت رنگ مشکی بودم ولی برام فایده ی نداشت 
منم دلم همون موهای سیاه بی رنگمو میخواد و اگه این تارهای سپیده لعنتی نبود هیچ وقت به ذهنم خطور نمیکرد رنگ بزنم 
جایی نفرتم که برام مهم باشه ناشناس پست بدم یا شناس وبلاک مثل ایستگاه تاکسی میمونه کسی هم که وبلاگ مینویسه مثل راننده تاکسی بعضی از مسافرا هروز همون ایستگاه تاکسی سوار میشن بعضیام گذری  دلیل نمیشه که چون بعضی مسافرا گذری هستن راننده تاکسی ناشناس بودنشونو بروشون بیاره  ..چی ؟ لحن ادبیات عزیرتون ؟!!!!! اینو نفهمیدم املاء کلمه چی ؟
در ضمن نه !!!چرا جنگ نه من تورو میشناسم نه تو منو خوبی ناشناس پیام دادن اینه ....معنی نداره بخاطر جواب نظر ..تو بیای تو وبلاگم من برم توی وبلاگ یکی دیگه  یکی دیگه بره تو وبلاگ یکی دیگه تر .هرکی نظر میده میره جواب نظرشم که نویسنده پست داد اگه داشت یاخواست میده  ............. خوب اگه تو هم جواب نمی دادی هرگز نمی فهمیدم  که جواب اومد   چون آدرس وبلاگتو نداشتم
فقط ینظر بود اونم خیلی ساده تو خودت با خواست خودت  مرزای که ارزشای خانوادت که نی دونم درستن یانه برات معین کردن رد کردی (موهای رنگ کرده - دختر عمه هایی  حسود - مادری که از آدم دست شوسته - هایلایت بنباکویی شماره هفت -سنتهای ایل تبار  ..ربطی به من نداره ..برامم جالب نیست فقط عجیبه برام تو این پست این بود چرا هروقت هرکی هر کاری میکنه که دلش میخواد ..چرا بعدش  میگه خدا مارو ازاد آفرید 
گفتمم غیظتو خالی کن چون از اونجاییی که متن نوشته نمیتونه لحن نویسند رو برسونه  میدونستم  جواب جالبی باید بدی



پاسخ:
رانندگی تاکسیه ترجیح میده یه عده مسافر ثابت و با نزاکت داشته باشه ، نه به صورت ناشناس با لحن "کولی بازی"  و "غیظتو خالی کن" ..
در ضمن شما آدرس وبلاگتم میذاشتی برام فرقی نداشت چون همین جا جوابتو میگرفتی 
گوشه ی وبلاگ‌نوشتم اینجا برای دل خودم مینویسم بنابراین دعوت نامه برا کسی ارسال نکردم‌ 
کجای متن نوشتم حسود؟! از هر زاویه ی دلتون میخواد برداشت میکنی 
موشکافانه همه ی متن رو بررسی کرده و آخر خطش نوشته به من ربطی نداره ، برا نیم خط سوال 
دو پاراگراف از هر دری یه سخنی نوشتین :| 
جواب چرا؟ چون هنوز توی جبری که بدون اختیار خودت بوده قرار نگرفتی و نمیتونی یه طرف به قضاوت بری  و شرایط رو درک‌ کنی ، والسلام 


اره پست دومو نباید میدادم   چون اولی رو قصدی نداشتم  که بهت             بر خوررد شاید ی خورده  لحنش پسرونه بود بخاطر همین
در هر صورت معذرت
درضمن خودم میدونم حسود ننوشتی اما حسودن  

موفق باشی

پاسخ:
من فارغ از لحن  وجنسیت شما جواب دادم، در ذهنم یه پرنده ی رها و سبک رو تصور کردم 
خیلی ممنونم ازت که شجاعت معذرت خواهی رو داری 
حسود نیستن، متاسفانه شستشوی مغزی شدن ، قدرت فکر رو از دست دادن و  عادت کردن به سنت های که بهشون تحمیل شده ‌.
متشکرم، زنده باشی
به به
به به
خوبه که این تابو رو شکستی
البته اگه بهت میاد :)
پاسخ:
والا بقیه که از حُسن انتخاب رنگم تعریف میکردن :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی