آنالیز

آنالیز

+اینجا برای من یعنی آرامش
+برای دل خودم مینویسم: )
+ در جستجوی خویشتن
+خلاصه لینک برای بلاگفا:
yon.ir/5jhx

بسم رب پرآو‌

يكشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۰۰ ب.ظ

بعد از چند ماه کنسل شدن برنامه ی صعود به قله ی پرآو ، بلخره گروه کوهنوردی به  آرزوشون رسیدن و برنامه‌ برای جمعه 31 فرودین تنظیم شد و تازه خیلی قطعی هم نبود در حد حرف .

چند روز فرصت داشتم که منم وسیله هام رو برای صعود یک روز تکمیل کنم ، دست یسرا رو‌ گرفتم و رفتم تا آخرین ریال پول های عیدم رو به فنا دادم و البته یه آش خوشمزه هم به حساب یسرا چتر شدم  :)) 

این چند روز مدام لیست مینوشتم و خط میزدم که کوله م رو سبک ببندم و در این حین یسرا همه ش تاکید داشت که پرآو جز سخت ترین و بلندترین قله ی کرمانشاهست ، از یه مسیر کم شیب و سبک اول شروع کنم و یکی از پسرای همنورد میگفت ارتفاع زده میشی ، اول از دالاخانی شروع کن خلاصه من تصمیمم گرفته بودم فقط پرآو یا هیچ جا 

شب قبل از صعود از خوشحالی و هیجان مضاعف نخوابیدم و آدرنالین همینطوری ترشح میشد :دی 

ساعت4/30 صبح رفتم محلی که مینی بوس قرار بود سوارم کنه ، اولین نفرم بودم 

تقریبا ساعت5/30 صبح  از مسیر چالابه استارت کوه رو زدیم ، 

چون دولپی گروه هستم خیلی شل قدم بر میدارم ، لیدر گروه عمدا منو گذاشت اولین نفر که قشنگ تو رودربایستی باشم و تند راه برم ، همنوردا پشت سر بنده باشند :)) 

 زمان دوازده ساعت ما تقریبا دو ساعتی تقسیم بندی شده بود 

ساعت هشت صبح دشت دوزری 

ساعت ده صبحانه خسته نباشید یک 

ساعت دوازده ظهر پناهگاه 

ساعت یک‌ ظهر قله 

همه چی تقریبا خوب پیش رفت تا بعد از دو ساعت رسیدیم به دشت دوزری ،نزدیک‌چشمه ،  به شدت خسته بودم و ضعف داشتم، یکی از اشتباهاتم نخوردن سحری بود .

یه استراحت ده دقیقه ای اینجا داشتیم و آب ذخیره برداشتیم تا قله، چون در ببن راه دیگه چشمه و آب وجود نداشت (اسمش به فارسی میشه کوه پر آب ، اما خب برف زیاد داره )

بعد ادامه ی مسیر خرسنگ و شن اسکی 

خسته نباشید یک ، ساعت ده صبحانه خوردیم 

 تقریبا دو سوم مسیر رو با ضعف پیش رفتم و میل به خوردن هیچی نداشتم هر چی که همنوردا شکلات خرما بهم تعارف میکردن پس میزدم ، میگفتن شدیدا لج میکنی و یک دنده ای اما واقعا نمیدونم لج بود یا نه :| فقط دوست داشتم یادبگیرم خودم مراقب خودم باشم و مرکز توجه همه نباشم مثل یسرا که عادی مسیر خودش رو میرفت و بر عکس بنده شدیدا مورد لطف همنوردا بودم، یکی کوله رو سبک میکرد ،یکی آب بطریم رو ریخت کوله م سبک تر بشه ، یکی گیر داده بود کوله ی شما رو تا یه مسیری من بیارم خسته شدی، از شدت این توجه های زیاد اعصابم خورد شده بود ، احساس کردم خیلی بی عرضه م‌‌ :( 

اگه این همه بی عرضه ام پس چرا اومدم وقت یه ملت هم تلف کردم به پای خودم :( 

اما اگه همین مهربانی و محبت بینهایت همنوردام نبود ، یک درصد هم امکان نداشت به قله برسم. 

 ساعت دوازده رسیدیم پناهگاه و هیچ انرژی نداشتم ، دقیقا به این صورت ولو شدم روی زمین

 با بی عقلی به سمت قله توی مسیر برف بدون گتر پیش رفتم 

به زور و جان به جان آفرین تسلیم شدن رسیدم قله ، دوست داشتم یک ساعت بی حرکت همون جا بشینم ولی سرعت باد خیلی بالا بود و از طرفی هم برف بود 

یک‌درصدم از شدت خستگی به عکس فکر نمیکردم 

و یسرا بود همه ش با قیافه ی داغان ازم عکس میگرفت :) 💚❤ 

همه ی این‌ صعود پر پیچ خم و سخت به کنار، وقت برگشت از قله هیچ تعادلی از خودم نداشتم 

و یه پا که میذاشتم روی برف دو سه تا کله ملق میشدم ، از بس خوردم زمین همون جا زدم زیر گریه که نمیتونم پایین بیام 

اینجا تصویر مستندش از یسرا :)) 


هیچ وقت توی عمرم اینقدر دلم به حال خودم نسوخت :( 

بین سه تا از همنوردا بودم که اونا توی برف محکم جا پا میزدن که من با قدم های اونا بیام پایین و دست منو میگرفتن سر نخورم 

تقریبا یک‌ساعت نیم وقت گروه بخاطر برگشت من خراب شد ، از این بابت خیلی ناراحتم :( 

حالا میفهمم خدا نکنه آدم به دیگران محتاج بشه، همه ی همنوردا در حقم لطف داشتن ، شدیدا مورد حمایت بودم ، خودشون میگفتن ما به سلامت رسیدم ، همگی هم به سلامت بر میگردیم 

اون یک ساعت قله جز سخت ترین قسمت زندگیم بود ، خیلی وابسته بود به دیگران.

راستی صعود به قله ی پرآو جز یکی از اهداف سال97 ام بود :) 

خدا میدونه چقدرررر چقدرررر چقدرررر آه و ناله کردم و نق زدم ، یسرا و همنوردام با صبوری بالا تحمل کردن ، خودم دیگه حالت تهوع داشتم از سوال " چقدر دیگه تا قله مونده؟؟" :| 

صعود به پرآو جز یکی از سخت ترین و شیرین ترین لحظه های زندگیم بود:)

هر چند که نذاشتن یادبگیرم مراقب خودم باشم 

اما یاد گرفتم آدم تا چقدر میتونه اراده ش فولادین باشه ، خودم همیشه خیلی زود جا میزنم

یادگرفتم توی اوج خستگی و هلاک بودن که دارم سر بالایی میرم ،تمام انرژیم رو جمع کنم برای یه لبخند زدن توی جمع :) 

یادگرفتم‌ رد بند کوله م‌ روی شانه هام باشه ، پام‌ تاول بزنه اما ضعف نشان ندم و قوی باشم :) 



پست پرآو شناسی با قلم یسرا  

و اولین صعود یسرا 


۹۷/۰۲/۰۲
آنالیز

نظرات  (۹)

خوش باشید همیشه :)
پاسخ:
قربانت پری مهربانم 
سلامت باشی رفیق 💚❤
چقدر برف روی کوهه. :)
این هفته یه گروه کوهنوردی یافتم. شانس ما گفتن ظرفیتمون تکمیله. تیرمون به سنگ خورد. خونه خوابیدیم تا شب :|
پاسخ:
من از شدت خستگی اصلا نا داشتم عکس بگیرم
بیشتر از این‌ برف توی مسیر صعود پناهگاه تا قله بود 
من دیگه عمرا ارتفاع ۲۵۰۰ تا۲۷۰۰ بیشتر بالا برم تازه اونم توی برف ! باور کن خودکشیه :| 
میرفتین گل گشت دامنه ی کوه حیف این هوا و طبیعت اردیبهشت نیست تو خونه بخوابین :))
نمی دونم چرا اسم کوهنوردی که میاد یه واهمه و ترسی همراهش میاد برام 
شهر ما کوه نداره و من به لطف سفرهای خانوادگی کوه دیدم ولی خب تجربه ی کوهنوردی نداشتم تا حالا، راستش خیلی هم می ترسم... وقتی بچه بودم یکی دو تا فیلم سینمایی دیدم که کوهنوردا موقع صعود هلاک می شدن تا مدت ها صحنه های مردنشون تو ذهنم بود فکر کنم اثرات همون فیلماست که الان اینجوریم:(
پاسخ:
کوه و هر کاری دیگه ی بخوای شروع کنی یه ترسی همیشه همراه داره 
استارت هر کاری به نظر من سخت 
باور کن‌ گلاویژ جان بیشتر وقت ها که پایین کوه هستم، میگم وای کی حال داره بره این همه راه پرشیب و دست به سنگ سخت ، اما با اولین قدم عشق و اراده همراهی میکنه  
همون روز قله ی که ما صعود داشتیم دو نفر از صخره افتادن و هلیکوپترهای هلال احمر اون اطراف پر شد
اتفاق همیشه اطراف آدم هست چه ساکن باشی و چه در حال حرکت 
میفهمتت حتی کلمه ترس هم از ذهنت  بگذره، تمام  اون اراده  و انرژی مثبت رو از دست میدی
منم از مرگ با تصادف میترسم 
از آب میترسیم 
از ارتفاع  
اما تا کی میخوام ترس رو توی وجود خودم بزرگ و بزرگ تر کنم و از این همه زیبای و هیجان  لذت نبرم ؟! امسال کلمه ی ترس رو از زندگیم حذف کردم 

۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۱:۳۲ اسماعیل غنی زاده
آفرین کارت درسته :)
پاسخ:
قربانت ، مرسی  :)
آنالیز قهرمان با همون ایموجی بازو :دی
بهت تبریک میگم فاطمه جانم که یکی از آرزوها و اهداف امسالت تیک خورد... :*
پاسخ:
قربانت بانوچه ی مهربان و عزیز، خیلی ممنونم :) 
توکل به خدا امسال هدف های بیشتری رو تیک بزنم 

چه خوب ترسیم کردی
انشاالله یک روزی البرز ودنا رو فتح کنی
من فقط یکبار کوهنوردی کردم یکی از کوه های تالشو
خیلی لذت بخش بود هیچوقت خاطراتشو یادم نمیره 
وسوسم کردی دوباره برم 
انشاالله دوسال بعد
عکسات ومنظره ها هم خیلی قشنگه
پاسخ:
وجدانی ترسیمش خوب بود؟؟ فکر میکردم فقط خودم میفهمم چه نوشتم :دی 
وای من همون وسط کوه توبه کردم که دیگه خودمو به این چالش های بالای ۳۰۰۰ هزارمتر نکشم :دی  نمیدونم تا کی پای حرفم باشه:))) 
کوه تالش عکسشو اینستای خواهرزنداداشم دیدم انصافا خیلی قشنگ بود 👌
آره یه انرژی مثبت و امیدی توی زندگی آدم جاری میشه، از همه مهم تر هر چقدر نگاه میکنی عظمت خدا رو میبینی ، خدای به این قشنگی و بخشندگی 
حالا صعود رو که نمیتونی اما دامنه هاشو حتما برو برا تجدید قوای انرژی خیلی خوبه 
به امید خدا دو سال دیگه بهترین صعوده ها رو داشته باشی 
قربانت ، ده ست خوش یسرا ، عکس ها همه از یسرا بود 

هر بژی یسرا ❤
عالی توضیح دادی 
من کلا پستهای عکس عکسی خیلی دوست دارم 
تی دست درد نوکونه زای 😍
پاسخ:
قوربآنت زور سپاس 😍❤
مبهم جان اگه پستای عکس دار میخوای، اینستاگرامم پر از عکس گه گاهیم از ریختم استوری و پست‌ میزارم :)) اینجا یکم با محدودیت عکس میزارم 
 اگه خواستی آیدی اون طرفو برات بفرستم 
تی بلامیسر رفیق جان ❤💚😚
۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۴۷ گمـــــــشده :)
ای ولا دختر دمت گرم 
کارت عالی بود
خیلی خوشحالم که موفق شدی و خدا رو شکر که به سلامت برگشتیم
این حمایت ها جزئی از این ورزشه. اگه اتفاقی برای کسی بیفته همه مسئول هستن و به مراتب مشکلات ناشی از صدمه یه همنورد خیلی سخت تر از حمایته. پیشگیری همیشه بهتر از درمانه
خداییش خیلی خوشحال شدم قله رو زدی
ازی حرفام نزن دیگه😘😘😘😘😘
پاسخ:
بوشم‌ چه ، خوه ت استادی نازار :) 
من تا آخر عمرم مدیونم به تو ، رسیدن به قله رو از تو داشتم ، کنار تو دارم شجاعت به خرج میدم 
تا یذره هم اخلاق کوهنوردی یاد بگیرم زمان میبره به زندگی خودت ببخشم :)) 
راستی منو تو باهم یه عکس دو نفری رو قله پرآو نداریم هااا :| 
به به :)
همیشه به تفریح و کوهنوردی :)

خلاصه اینکه خسته نباشی دلاور
خدا وقت پهلوان :دی
پاسخ:
قربان شما خیلی ممنونم سلامت باشی :) 
من عاشق این دو تا کلمه مم دلاور و پهلوان *_* 
دمت گرم 
مرسی از این همه انرژی :*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی